مدرسه دارالهدی بندر پل

دوران طلائی مدیریت مدرسه دینی دارالهدی بندر پل توسط شیخ احمد رحیمی عبدالوهاب

             بنا به درخواست معتمدین بندر پل سرپرستی ومدیریت مدرسه علوم دینی دارالهدی در سال 1357 هجری شمسی به شیخ احمد رحیمی عبدالوهاب سپرده شد ، در همان مراحل اولیه مدرسۀ مذکورتمام هدف ایشان تبدیل این مدرسه به یکی از مدارس شاخص منطقه بود که دیری نکشید به أوج شهرت نائل گردید این مدرسه با وجود اساتیذ بارزی مانند شیخ عبدالکریم محمدی ودیگر لیسانسرهای دانشگاه مدینه منوره مانند شیخ صالح محمدی و شیخ عمران و شیخ عبدالرحمن ملاحی و سید عبدالرحیم رحیمی هلری تبدیل به بالاترین سطح علمی در منطقه گردید و طلاب زیادی از این مدرسه فارغ التحصیل شدند که بیشتر آنها هم اکنون به عنوان امام جمعه روستاها و امامت مساجد منطقه و حل و اختلاف محل سکونتشان افراد سرشناسی در جامعه بشمار می آیند گذشته از این برخی از آنها در کشورهای همسایه حوزه خلیج فارس امامت مساجد آن دیار را به عهده دارند .

 

 

شیخ احمد رحیمی در کتابخانه بی نظیر دوره خود مدرسه دارالهدی بندر پل

استاد هارون شفيقي عنبراني

استاد هارون شفيقي عنبراني (۱۲۹۶ـ۱۳۸۰ش) اديب، شاعر، عارف و مولف برجسته مقيم تالش، در روستاي عنبران واقع در ۳۳ کيلومتري شهر اردبيل و مرز جمهوري آذربايجان متولد شد. پدرش «نجم الدين» فاضلي وارسته و مادرش «حميرا» (فرزند شيخ علي تالشي) بانويي اديب و شاعر بود. هم اين مادر چون پسر بزرگترش را «موسي» نام نهاده بود، اين پسر کوچکتر را به مناسبت «هارون» نام نهاد.

وي در کودکي و نوجواني ـ به گفته خودش ـ حتي يک روز به مدرسه نرفت و تا چهارده سالگي نزد مادرش به تحصيل پرداخت و متوني همچون نفحات الانس جامي، تذکره الاوليا، منطق الطير، الهي نامه و مصيبت نامه عطار، مثنوي مولانا و کيمياي سعادت غزالي را به تشويق مادر مطالعه کرد. مادري که اولين و بزرگترين معلم و مشوق اين فرزند بود و اين متون ادبي و عرفاني را به او آموخت، همان حميراي عنبراني شاعر است که نمونه شعر او اين است:

صحنه هستي به غير از خاکداني بيش نيست

 سعي مردم جز براي آب و ناني بيش نيست

 

اين همه بار گران بر دوش موري همچو من

در ميان عرصه عشق امتحاني بيش نيست

 

قلب خون آلود من در سينه پر آتشم

تيرباران حوادث را نشاني بيش نيست

 

زندگي هر چند تلخ است و تحمل ناپذير

در قبال عالم جاويد، آني بيش نيست

 

بيش از اين بارگران درد بر دوشم منه

بيشتر بار تو را تاب و تواني بيش نيست

 

رنج بردم تا به بازار جهان سودي برم

ديدم آخر حاصل رنجم زياني بيش نيست

 

استاد شفيقي به حقيقت دانشمندي خود ساخته بود، اما مدت کوتاهي نزد سيد نظام الدين عنبراني (م ۱۳۵۹ق) و دو سه سالي نزد پسرخاله دانشمندش سيد محمد طاهر قريشي مينابادي (م۱۳۳۸ش) مقدماتي از علوم ادبي و عربي را فراگرفت و با آن که به دلايل خانوادگي تحصيلاتش تقريبا ناتمام مانده بود به سال ۱۳۲۴ش از استاد اخير خود اجازه اي علمي (گواهينامه اي غيررسمي داير به حق تدريس علوم قديمه) به سبک حوزه هاي علميه اهل سنت، گرفت و بعد که در ۱۳۲۶ ش از عنبران به تالش مهاجرت کرد، به استناد همان گواهينامه سنتي در اداره آموزش و پرورش شهرستان تالش استخدام شد. چهار يا پنج سال بعد، استاد در اوج نهضت ملي کردن صنعت نفت ـ با سرودن قصيده اي عربي در حمايت از اين نهضت و گريز به ستايش رهبر روحاني آن نهضت ( مرحوم آيت الله ابوالقاسم کاشاني) اين اجازه را به تصديق آيت الله کاشاني رسانيد و با پشتوانه آن توانست به تدريس در دبيرستان ها بپردازد. آخرين سمت او رياست «دبيرستان هلاکو رامبد» در تالش بود که اينک «دبيرستان دکتر شريعتي» نام دارد. اما اصل اين تصديق با ديگر مدارک و يادداشت هاي استاد شفيقي در حريقي عمدي که پس از انقلاب در اين دبيرستان رخ داد، به همراه سه هزار جلد کتاب نفيس و تمام پرونده ها و ميز و نيمکت دبيرستان طعمه آتش شد.

پس از بروز اين وقايع، زندگي استاد شفيقي قرين ناآرامي و ناکامي گشت و در ۱۳۵۸ يعني در همان نخستين سال انقلاب، از خدمت آموزش و پرورش بازنشسته شد. استاد شفيقي بر اثر اين عوارض و موانع، دچار افسردگي شد و ديگر زندگي را قابل تحمل نمي يافت. تا آن که چند ساله پاياني عمر خود را از تالش به درآمد و چندین سال متوالی در رکاب شیخ احمد رحیمی عبدالوهاب به عنوان استاذ گرانقدر در مدرسه علوم دینی دارالهدی بندر پل مشغول تدریس در سطح عالی بود که در ضمن تدریس در مناسبتهای گوناگون در روزهای جمعه در مساجد منطقه سخنرانی ایراد می کرد در آخر عمر شریفشان نزد پسر خود در تهران در ناحيه نارمک گذرانيد. استاد شفيقي عاقبت در روز دوشنبه يازدهم تير ۱۳۸۰ بدرود زندگي گفت و در وادي «سيدنيکي» شهر تالش به خاک سپرده شد.خداوند وی را مورد رحمت خودش قرار بدهد .. یادش گرامی

آثار و تاليفات

از شفيقي اين آثار مکتوب به يادگار مانده است:

۱- غنچه هاي دانش (شامل شرح حال و نمونه آثار بيست و پنج شاعر 

 گيلاني) چاپ ۱۳۳۲

۲- گفتار ( شامل مقاله هاي کوتاه هارون شفيقي در باب مسائل اجتماعي)     چاپ ۱۳۳۷

۳- ترجمه کتاب «ايها الولد» از ابوحامد غزالي از عربي با عنوان يک نامه به فارسي، چاپ ۱۳۳۷

۴- گفتگو ( گزينه اي از اشعار در قالب قصيده و غزل که شاعر به اقتفاي استادان متقدم (سعدي، حافظ، خواجو، کليم کاشاني، مشتاق اصفهاني و ...)

و يا شاعران معاصر(پروين اعتصامي، سيمين بهبهاني، پروين دولت آبادي و ...) سروده است، چاپ ۱۳۴۳

۵- جهانگرد بزرگ، ترجمه و اقتباس از اثري از يکي از نويسندگان عرب به نام عبدالله فکري، در مقوله اصالت عقل در قالب داستان، چاپ ۱۳۴۶

۶- علما و عرفاي عنبران، تاريخچه عنبران اردبيل و شرح احوال علما و عرفاي آن روستا، چاپ ۱۳۶۵

۷- تنبيه النفس، قصيده اي به مطلع ذيل در استقبال از شينيه خاقاني، چاپ ۱۳۷۲

مرا ديوانه نفسي هست، تن، تاريک زندانش

خرد فرمانده زندان و او محکوم فرمانش

۸- مولانا خالد نقشبندي، شامل احوال و آثار و نمونه اشعار و مکاتيب مولانا خالد کرد که با تقريظ و موخره اي به قلم من نويسنده منتشر شده است، چاپ ۱۳۷۵.

نمونه آثار

استاد شفيقي به فارسي، عربي، ترکي و تالشي شعر ميسرود. نمونه اي از اشعار عربي او در جلد سوم «سخنوران نامي معاصر» و نمونه اي ديگر که آن را به زبان عربي در پشتيباني از نهضت ضداستعماري، ملي کردن صنعت نفت ايران و مدح آيت الله سيدابوالقاسم کاشاني سروده است، در مقدمه «مولانا خالد نقشبندي» چاپ شده است.

اينک نمونه اي از اشعار فارسي استاد شفيقي:

کيستم من؟

کيستم من؟ شاعري وامانده اندر کار هستي

خسته اي افسرده و بيچاره زير بار هستي

 

شاعر گنگي که اندر سينه مي پيچد فغانش

تاجري سرمايه از کف داده در بازار هستي

 

           

    مرحوم استاذ شفیقی در اطاق خواب مدرسه دینی دارالهدی بندر پل سال 1366 هجری شمسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرحوم استاذ شفیقی و از سمت راست شیخ احمد رحیمی