1- دوستي راستين صحابه -رضي الله عنهم- با پيامبر -صلی الله عليه وسلم-:

حضرت ((علي)) مي فرمايد: ((رسول الله -صلی الله عليه وسلم- در نزد ما، از اموال ما، پدران و مادران ما و از آب سردي كه به تشنه اي بدهند، محبوبتر است.))

در دوستي صحابه -رضي الله عنهم- نسبت به پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، گفته ((علي))، به مثابه ي كليه اي است كه براي درك ميزان محبت آنان، كافيست. نمي توان يكايك جلوه هاي حب صادق صحابه -رضي الله عنهم- را نسبت به پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بر شمرد. همين قدر كافيست بدانيم كه تاريخ نظير آن را در ميان هيچ پيشوا و رهروانش، سراغ ندارد.

به قول يكي از صحابه: ((هيچ كس را نديده ام كه به ميزان حب اصحاب محمد به محمد، كسي را دوست داشته باشد!))

اين نكته را مي توان از گفته ي يكي از شير زنان صدر اسلام، نيز دريافت: او زني از انصار بود كه پدر، همسر و بردارش را در جنگ احد از دست داده بود. از ديگران پرسيد: ((بر سر رسول الله -صلی الله عليه وسلم-، چه آمده است؟)) گفتند: ((به خير و عافيت است، همان طور كه تو دوست داري.)) گفت: ((نشانم بدهيد تا خودم او را ببينم.)) وقتي كه آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- را سالم يافت، گفت: ((هر گونه مصيبتي در صورت وجود تو، كوچك و ناچيز است.))!

مظاهر اين دوستي شگفت انگيز را مي توان در زواياي مختلف زندگي صحابه -رضي الله عنهم- يافت؛ به اندازه اي كه قلم از به حصار كشيدن همه ي آنها با الفاظ و جملات از بيان آن عاجز است.

همان گونه كه مي دانيم، آنگاه كه عشق و محبت ريشه هايش را در نهان خانه هاي قلب دوانيد، محب به پيروزي از آثار محبوبش بر مي آيد. ادا و اطوار او را در مي آورد، از گفته هايش لذتي و صف ناپذير مي يابد و به حفظ هر آنچه كه از محبوبش صادر مي گردد، مي پردازد. از اينجاست كه در مي يابيم، دوستي صحابه با پيامبر -صلی الله عليه وسلم- از موثرترين عوامل حفظ سنت رسول -صلی الله عليه وسلم- بوده و آنان را در راه نگهداري و دفاع از سنت محبوبشان، براي مقابله با هر نوع خطري آماده كرده است.

2- اعجاز و بلاغت كلام رسول الله -صلی الله عليه وسلم-:

بلاغت و وجوه اعجاز و امتياز كلام نبوت از يك طرف، و علاقه ي مفرط عرب به ادب و فصاحت و بلاغت زبان عربي از طرف ديگر، موجب يكي ديگر از بزرگترين انگيزه هاي حفظ سنت در صحابه -رضي الله عنهم- شده بود.

پس از كلام خدا، كلام محمد -صلی الله عليه وسلم- در اعجاز و بلاغت، اشراق و زيبايي، بلندي معاني و هدايت و حسن ترتيب الفاظ، همتا ندارد. و عرب بنا بر عادت، اشتياق عجيبي براي فراگيري و تقليد سخنان بليغ و فصيح داشته اند، و اين دو مطلب از بديهياتي هستند كه احتياجي به شرح و بيان ندارند.

با توجه به اين موضوع، طبيعي بود كه صحابه -رضي الله عنهم- توجه خاصي به حفظ سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، بزرگترين فصيح و بليغ عرب، نشان دهند و سخنان زيبا، مختصر و آكنده از معاني و مقاصد والا را دهان به دهان، به ديگران برسانند.

3- ترغيب و تشويق به حفظ و فراگيري سنت:
در قرآن كريم و احاديث نبوي، آيات و احاديث بسياري، حاوي تشويق مسلمين به حفظ ((سنت)) به معناي اعم آن (علماً و عملاً، حفظاً و فهماً، تعليماً و نشراً)، به ميان آمده است.

خداوند در شان سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، مي فرمايد:] وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا [ [2] (و آنچه را كه رسول برايتان مي آورد، بگيريد و از هر چه كه شما را باز مي دارد، دوري جوييد!)

در آيه اي ديگر مي فرمايد: ]َقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[.[3]  (به راستی براي شما در رسول الله اسوه ي حسنه وجود دارد.).

و مي فرمايد: ]مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ[ [4].  (هر كه رسول را اطاعت كند، محققاً خدا را اطاعت كرده است.)

و بسياري ديگر از اين گونه آيات مقدسه.

رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم- سخنان متعددي براي تشويق صحابه به فراگيري و نشر و حفظ سنت شريفه، ارشاد فرموده است. از آن جمله: ((خداوند خرم و شاداب گرداند كسي را كه از من حديثي مي شنود و آن گونه كه شنيده به ديگران مي رساند.))

در خطبه ي ((حجه الوداع)) فرمودند: ((اي مردم! باخبر باشيد، آنكه حاضر است بايد به غايب گفته هاي مرا برساند))[5]

و به عنوان تهديد و ترهيب آنان كه از سنت او اعراض نمايند، فرموده است: ((هر كه از سنت من روي بگرداند، از من نيست.))[6] و . . . و . . . و . . .

چنان كه مي بينيد، اين گونه آيات و احاديث مشحون از تشويقات جان فزا و همت افزا، داراي اسلوبي هستند كه دلهاي خفته را بيدار ساخته و آدمي را همتي عالي و دروني آگاه مي بخشد. صحابه -رضي الله عنهم- كه خود داراي بزرگترين همت و قويترين ايمان بودند، همواره اين ارشادات را مدنظر خود قرار داده و بي شك كاملترين مصداقهاي آيات و احاديث به شمار مي رفتند و بدين ترتيب، حفظ سنت در فهرست وظايف خطير و سرنوشت ساز آنان قرار داشت.

4- جايگاه رفيع سنت در دين:
سنت دومين مصدر تشريع در دين است و شارح قرآن كريم، بسط دهنده ي مجملات، مخصص عام، روشن كننده مبهات و مظهر اسرار آن است. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: ]وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ [.[7]

((سنت)) كليد خزائن قرآني مي باشد و بدون آن، بهره برداري از معارف قرآن و دستورالعملهاي سازنده ي آن، بسيار اندك و ناچيز مي گردد. به همين علت است كه ((يحيي بن كثير)) مي گويد: ((سنت قاضي بر كتاب است، اما قرآن بر سنت قضاوت ندارد.)) يعني: سنت روشن کننده قرآن است اما خود سنت واضح و روشن است، بنابراين استفاده از آن موقوف به قرآن نيست.

بي ترديد، صحابه -رضي الله عنهم- از هر كس ديگري بيشتر به منزلت و جايگاه ي ويژه ي ((سنت)) آگاهي داشتند؛ لذا، بي مناسبت نيست كه براي پاسداري از ((سنت)) و عمل كردن بر آن بيش از ديگران حريص بودند.

5- وسعت حافظه:
عرب در وسعت ذهن و قوت حافظه، نظير نداشت. به گونه اي كه در ذكاوت و وسعت ذهن ضرب المثل روزگار بود. و اين كيفيت دروني غالباً مولود دو عامل بود:

 1- عرب آن روزگار، اكثريت قريب به اتفاق امي بودند و نوشتن و خواندن نمي دانستند و دوري از تمدن دو دولت متمدن بزرگ آن زمان _ ايران در شرق و روم در غرب _ آنان را همچنان در وحشت و بداوت نگهداشته بود. طبعاً اين وضعيت، سخت آنها را متكي به ذهن و حافظه كرده بود. و در اين مورد چنان پيش رفته بودند كه، مغزهايشان ديوانهاي شعر و سينه هايشان سجل نسب نامه ها و قلوبشان دفتر حوادث و ايامشان بود.

با ظهور اسلام، و گرويدن عرب به دامان پرورش دهنده ي آن، قواي دروني آنها با تعاليم جديد آسماني فزوني گرفت. و در مسيري قرار گرفت كه حامل و حافظ فرازهاي تعليم پيامبر -صلی الله عليه وسلم- گشت.

 2- دومين عامل مهم در پرورش حافظه ي عرب، كفايت واقعاً در خور توجه آنها بر ضروريات اوليه ي زندگي و عدم گرايش به امكانات رفاهي بود. از نعمتهاي بي شمار زمين، به قوت لايموت بسنده مي كردند و مي توانستند با ميوه ي خرما و آب، گذران حيات نمايند. ناگفته پيداست كه اين زندگي يكنواخت و ساده، بر ايشان وقت زياد و فرصت هاي وسيع باقي مي گذاشت و آنها را به موجود قانع مي ساخت. صفاي فكر و قوه ي حافظه و تيز ذهن، نتيجه ي طبيعي اين شرايط مي باشد. صحابه -رضي الله عنهم- داراي چنين امتيازي بودند و اين نعمت را در راه حفظ سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم- صرف نمودند.

6- اقتران سنت به امور خارق العاده:
يكي از عوامل مهم حفظ ((سنت)) توسط صحابه -رضي الله عنهم-، اتصال بعضي از احاديث نبوي به امور خارق العاده مي باشد و مسلماً، وقايع مافوق عادت و خارج از ناموس طبيعت، در رشد و تغيير قواي دروني و انديشه انساني سهم بسزايي دارد. چنان كه گاهي، آن را مبداء تاريخ خويش قرار مي دهد و ايام و سنين را به آن مي سنجد.

در احاديث پيغمبر -صلی الله عليه وسلم-، از اين نمونه هاي اعجاب آميز به كثرت وجود دارد و صحابه -رضي الله عنهم- كه ناظرين مستقيم صحنه هاي آن بوده اند، بي شك از آنها تاثير پذيرفته اند. به ديدن و شنيدن آنها تشويق يافته اند، ترسيده اند، عبرت گرفته اند و . . . و همه آنها ناخودآگاه در ذهن و حافظه ي آنها نقش بسته است. بنابراين، اين نمونه اعجازها و خوارق عادات به عنوان عاملي از عوامل حفظ ((سنت)) به حساب مي آيد.

7- شيوه هاي استادانه ي تعليم و تربيت:
بكارگيري طريقه هاي مفيد براي ارشاد و تربيت، نقش اساسيي در تقرر تعاليم و آموزشها در ذهن آدمي دارد. با نظري محققانه در شيوه ها و اساليب تربيت رسول خدا -صلی الله عليه وسلم-، كاملاً متوجه مي شويم كه وي تمام جوانب دروني و بيروني شخصيت انساني را در نظر داشته است و هر بار، به گونه اي صحابه -رضي الله عنهم- را درس مي داد كه با فطرت و آمادگي هاي آنان در آن برهه ي بخصوص كاملاً هماهنگي و مناسبت داشت. و اين امر باعث شده بود كه صحابه -رضي الله عنهم- به سهولت هر چه تمامتر، آموزشهاي اسلامي را فراگيرند و درسهاي آن حضرت -صلی الله عليه وسلم- با برجستگي بيشتري در صفحه ي ذهنشان حك گردد.

8- هدايت يابي صحابه به سنت:
همان طوري كه قبلاً نيز متذكر شديم، پس از قرآن، دومين عامل هدايت مسلمين ((سنت)) مي باشد. صحابه -رضي الله عنهم- همان طور كه از قرآن نور هدايت مي يافتند، از جلوه هاي پر نور هدايت سنت نيز بهره وافر مي بردند. ((قرآن)) ضابطه ي زندگي اسلامي به شمار مي رفت و ((سنت))، مجري ضوابط و شارح مقاصد آن.

صحابه -رضي الله عنهم-، در عمل  به قوانين و دستورالعملهاي قرآن، كاملاً متكي به سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم- بودند و در انجام كوچكترين عمل ديني، متمسك به ((سنت)) مي شدند. بديهي است كه صحابه -رضي الله عنهم- بنابر عظمت پيامبر -صلی الله عليه وسلم- و تاثير مستقيم وي در بهروزي زندگاني دنيا و آخرت، هرگز از سنت او كناره نمي گرفتند و به آن به عنوان كليد دستيابي به هدايت مطلوب مي نگريستند. لذا با دقتي شايسته، در حفظ آن مي كوشيدند.

9- براي خنثی كردن دروغ دورغگويان:
براي دفاع از يك ذخيره ي علمي، بهترين راه، حفظ كردن آن در سينه هاست. صحابه -رضي الله عنهم- مي دانستند ((سنت)) هم مانند ساير عناصر اصلي و سازنده دين در معرض حملات دشمنان دين قرار خواهد گرفت. با بودن رسول خدا -صلی الله عليه وسلم-، ترس از يورش دشمنان عليه ((سنت)) به صورت نفي يا ازدياد و نقصان وجود نداشت. چون با جريان وحي، تمام نقشه هاي مكاران و شيادان هوا پرست، نقش بر آب مي گشت، اما در صورت عدم وجود مبارك آن حضرت -صلی الله عليه وسلم-، خطر بسيار جدي بود و امكان داشت دروغ پردازان، اضافاتي در پهنه ي ((سنت)) پياده نمايند و چهره ي آن را دگرگون سازند. لذا بهترين راه جلوگيري از تزريقات مسموم كننده ي دشمنان بر اندام ((سنت)) را، حفظ تمام مفاد آن دانستند و با قوه ي خدادادي اي كه در حافظه داشتند، با دل و جان احاديث پيامبر -صلی الله عليه وسلم- را حفظ نمودند تا همواره آنها را در حضور داشته باشند و بتوانند با تطبيق احاديث تازه شنيده شده با احاديث بايگاني شده در ذهن، صحيح را از غير صحيح تشخيص بدهند و بدين وسيله سدي در مقابل دروغ هاي عناصر فاسد و مفسد، بكشند.  

1۰- وجود رسول الله -صلی الله عليه وسلم- در ميان صحابه -رضي الله عنهم-

سايه ي پر فيض رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم-، همواره بر سر صحابه -رضي الله عنهم- قرار داشت و آنان از كانون روحاني رسالت پرورش مي يافتند. رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- را از صحابه -رضي الله عنهم- بر مي چيد و در تربيت اسلامي و آسماني آنان كوشش مي كرد. آنان را به حفظ دستورات ((كتاب)) و ((سنت)) و عمل بر مفاد آنها وامي داشت و در فهرست دانسته هايشان مي افزود. هرگاه از او سوال مي كردند، با اسلوبي حكيمانه و دلكش پاسخ مي داد، خطاهايشان را باز مي گفت و راه درست را به آنان مي نماياند و هرگاه در شك مي افتادند، به حقيقت امر آگاهي مي داد و. . . بدون شك، وجود موثر آن حضرت در ميان ياران با آن شيوه ي حيرت انگيز برخورد و تعليم، عامل مهمي جهت تسهيل حفظ احكام و تعاليم ديني براي صحابه -رضي الله عنهم- بود كه در نتيجه ي آن، صحابه -رضي الله عنهم- موثرترين دفاعها را از سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، از خود نشان دادند.


 بقلم : محمد سلیم آزاد